view in publisher's site

Instruction-first and problem-solving-first approaches: alternative pathways to learning complex tasks

According to cognitive load theory, using worked examples is an effective and efficient instructional strategy for initial cognitive skill acquisition for novice learners, as it reduces cognitive load and frees up cognitive resources to build task competence. Contrary to this, productive failure (as well as invention learning, desirable difficulties and other problem-solving-first) frameworks suggest that scaffolded problem-solving activities (a generation phase) preceding explicit instruction enhance learners’ performance. The reported experimental study investigated the effectiveness of different levels of instructional guidance provided to students during the learning phase preceding explicit instruction in standard solution procedures in enhancing students’ engagement and transfer problem-solving skills. Specifically, the study compared partially-guided or unguided attempts at generating problem solutions as opposed to comprehensive guidance, in the form of a worked example. Levels of experienced cognitive load and learner motivation were evaluated in addition to delayed post-test performance scores. There were no differences between the three groups on the transfer post-test outcomes, even though the condition with fully-guided worked examples prior to the explicit instruction expectedly reduced cognitive load relative to the conditions without such guidance. There were also differences between the conditions on some sub-dimensions of the motivation scale. In general, the findings indicate that similar overall outcomes (delayed transfer performance) could be achieved by different sequences of instructional tasks aimed at achieving different sets of specific goals.

آموزش - اولین و حل مساله - اولین رویکرد: مسیرهای جایگزین برای یادگیری وظایف پیچیده

با توجه به تیوری بار شناختی، استفاده از مثال‌های عملی یک استراتژی آموزشی موثر و کارآمد برای فراگیری مهارت‌های شناختی اولیه برای یادگیرندگان مبتدی است، چرا که این روش بار شناختی را کاهش داده و منابع شناختی را برای ایجاد صلاحیت تکلیف آزاد می‌کند. بر خلاف این، شکست سازنده (همانند یادگیری اختراع، مشکلات مطلوب و دیگر چارچوب‌های حل مساله - اول)پیشنهاد می‌کنند که فعالیت‌های حل مساله scaffolded قبل از آموزش صریح عملکرد یادگیرندگان را افزایش می‌دهد. مطالعه تجربی گزارش‌شده اثربخشی سطوح مختلف راهنمایی آموزشی ارایه‌شده به دانش آموزان را در طی مرحله یادگیری قبل از آموزش صریح در روش‌های راه‌حل استاندارد در افزایش مهارت‌های حل مساله و انتقال دانش آموزان مورد بررسی قرار می‌دهد. به طور خاص، این مطالعه به مقایسه تلاش‌های بدون راهنما یا بدون راهنما در ایجاد راه‌حل‌های مشکل در مقابل راهنمایی جامع، به شکل یک مثال عملی می‌پردازد. سطوح بار شناختی تجربه‌شده و انگیزش یادگیرنده، علاوه بر نمرات تاخیر پس از آزمون، مورد ارزیابی قرار گرفتند. هیچ تفاوتی بین این سه گروه بر روی نتایج پس از تست انتقال وجود نداشت، حتی با وجود اینکه شرایط همراه با نمونه‌های کاملا هدایت‌شده قبل از دستورالعمل واضح، بار شناختی را نسبت به شرایط بدون چنین راهنمایی کاهش داد. همچنین تفاوت‌هایی بین شرایط در برخی ابعاد مقیاس انگیزش وجود دارد. به طور کلی، یافته‌ها نشان می‌دهد که نتایج کلی مشابه (عملکرد انتقال تاخیری)را می توان از طریق دنباله‌های مختلف از وظایف آموزشی با هدف دستیابی به مجموعه اهداف خاص بدست آورد.
ترجمه شده با

Download PDF سفارش ترجمه این مقاله این مقاله را خودتان با کمک ترجمه کنید
سفارش ترجمه مقاله و کتاب - شروع کنید

95/12/18 - با استفاده از افزونه دانلود فایرفاکس و کروم٬ چکیده مقالات به صورت خودکار تشخیص داده شده و دکمه دانلود فری‌پیپر در صفحه چکیده نمایش داده می شود.